6.5ماه بودی که ما تصمیم گرفتیم با عمو ناصر ،عمو یاسر بریم زاهدان ،با ماشین خودمان به طرف زاهدان راه

افتادیم اما یاسر و زن عمو ،لیلا جون هم با ماشین ما اومدن خیلی خوشگذشت و اصلا ما رو اذیت نکردی من

خودم دفعه اول بود که زاهدان رو می دیدم برام جالب بود یک روز هم رفتیم زابل این اولین سفر دسته جمعی

بود که با هم رفتیم و خیلی هم بهمون خوش گذشت.